توجه: نوشته های زیر نظرات شخصی من هست و ممکنه اشتباه باشه پس بهتره با عقل خودتون موارد رو بسنجید.

در واقع من چندان از فرایندهای درمانی خوشم نمیاد و ترجیح میدم یک مشکل جسمی به مرور زمان خود به خود حل بشه و پام به مطب دکتر یا بیمارستان باز نشه. قبلا فکر میکردم این تفکر از ترس های کودکی نشأت میگیره ولی با تجربه‌های قبلی و این چند روز اخیر میشه نتیجه گرفت که من ایدئولوژی چندان بدی هم نداشتم که مراجعه به دکتر رو نگه داریم برای بیماری‌هایی که درصورت عدم مراجعه به دکتر ممکنه بمیریم.

چرا اینطوری فکر میکنم؟

طبق تجربه های اخیر متوجه شدم که واقعا اکثر دکتر ها نه تشخیص درست و حسابی دارند و نه فرایند درمان رو بهبود میدند.

امروز رفته بودم اورژانس بیمارستان بعد از کلی دنگ و فنگ یک دکتری مثلا منو معاینه کرد و چرت و پرت تحویلم داد!!!

دکتر: مشکلت چیه؟

من: کمرم درد میکنه مخصوصا در هنگام ایستادن و نشستن و احتمالا حمل لوازم سنگین مربوط به هفته پیش این مشکل رو ایجاد کرده.

دکتر: دقیقا کجا درد میکنه

من: ….

من: الان وضعیتم بهتره و روز به روز بهتر میشم بیشتر میخوام بدونم مشکل خاصی نداشته باشم.

دکتر: آره مشخصه داره بهتر میشه که تو رو کشونده به بیمارستان 😐

این یعنی چرت و پرت محض و در ایران چکاپ معنی نداره، یعنی فقط کسی که وضعش وخیم هست میره بیمارستان تا اونجا به راحتی بمیره.

به هر حال بعد از اینکه چرت و پرت های مختلف رو از دکتر شنیدم گفت برو دوتا آمپول نوشتم اونا رو بزن بعد عکس و ام آر آی بنداز بیار.

یکی از آمپول ها رو زدم بعد رفتیم برای عکس گرفتن از کمر که طرف گفت به دلیل تعطیلات فعلا امکان ام آر آی وجود نداره و برید ۱۷ام بیاید.

خیلی مملکت درست درمونی داریم یک ماه هم در سال تعطیل هست 😐

برگشتیم تا اون یکی آمپول رو بزنیم که دیدیم سرم هست! که پرستار میگفت تو بد رگ هستی 😐

هر بار خواستند از من خون بگیرند گفتند بد رگ هستی خب کارتون رو بلد نیستند من چیکار کنم.

بعد از سوراخ کردن بخش های مختلف دست و بازو (انصافا این پرستار ناشی بود موارد قبلی خیلی بهتر بودند 🙂 ) نهایتا سرم رو زد چند دقیقه ای گذشت و بیشتر از نصف سرم خالی شده بود که متوجه شدیم بازوم باد کرده! یا درست به رگ نزده بود یا سرعت تخلیه رو روی زیاد گذاشته بود که به نظرم احتمالش بیشتره.

رفتار های پول پرستیشون هم که واقعا خیلی اذیت میکرد و توی چشم بود من رو سرپا نگه داشتند تا دوستم پول رو بریزه و بیاد تا کارم رو راه بندازند 😐

از اینها که بگذریم اکثر بیماری هایی که میگیریم معمولا با استراحت یا حتی داروی بدون نسخه حل میشه مگر مسئله حادی باشه که مجبور باشیم از تشخیص دکتر کمک بگیریم و بدونیم جریان چیه که باز توی اون حالت هم وضعیت فرقی نمیکنه و همینه که هست تشخیص های اشتباه و رفتار های غلط و…

و در نهایت مواردی هم در نزدیکان بوده که دکتر اشتباه تشخیص داده و طرف مرده یا وضعیتش خیلی بدتر شده!

دسته‌ها: تجربه ها

0 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *